ای شاهد دردوبلای روزوشب افزون ما

کارون درد آلوده و دلخسته و محزون ما

آخر چه می خواهد سکوت " از این دل مجنون ما

تا کی قدح برسرکشند " از اشک ما " ازخون ما

تا کی فرو ریزد ستم " باران نکبت بارغم

از آسمان بردگی " بردشت وبرهامون ما

تا کی تندبرپود ما " تار سیاه بندگی

تا کی خلدخار ستم " بر پای لخت زندگی


 

نوشته شده توسط ramin در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ساعت 19:50 موضوع | لینک ثابت