بعد آپ پایین این آپ واسم خیییییییییییییییییییلی سخته!!!!!! ازهمون خانومی که دوستش داشتم و دوستم داشت یه در خواست کردم که این درخواست باعث شد که عشق تازه شروع شده تموم بشه !!! دو سه روز پیش ازآبجی خواستم که بهش بگه که من می خوام کمی باهم حرف بزنیم ((فقط تلفنی)) کمی درباره ی زندگیمون" خواسته هامون "انتظاراتمون از همدیگر و....حرف بزنیم گفت::نه گفتم چرا؟؟؟؟؟؟؟ گفت:: من نمیخوام گفتم چهار سال باید به پای هم بنشینیم ....انتظار کمی نیست ....ما اگه از الان از اخلاق و خواسته ها و.... همدیگر باخبر نباشیم این انتظارمون به باد میره .همه چی دوس داشتن نیست برگشت بهم گفت ::نه دوسه باردیگه ازش خواستم که درباره ی آیندمون کمی صحبت کنیم؟؟؟؟؟؟؟ گفت نه برگشت گفت تو خیلی بی انصافی گفتم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت مگه قبلا که صدای منو نشنیده بودی دوستم نداشتی؟؟ گفتم بخدا دوستت داشتم و دوستت دارم و خواهم داشت ولی اینا دلیل نمیشه که ما درباره ی زندگیمون صحبت نکنیم ساده بگم تموم شد .......تموم شد.........تموم شد .........ازم خدا حافظی کرد ..........به همین راحتی *****این پرسش و پاسخ ها توسط آبجی رد و بدل میشد********![]()
نوشته شده توسط ramin در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 20:15 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

از این که از وبلاگ بازدید کردید تشکر میکنیم
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY